حیات وحش :/
-
تاریخ: 1396/7/17 ساعت: 3:47
راستش را بخواهید تمام تصورم از وجود هر گونه جانور در خانه ما درحدسوسک بالدار یا نهایتا مارمولک بود، اما با کمال تاسف و وحشت و تعجب در خانه ما،عقرب پیدا شد،بله عقرب آن هم روی اپن آشپزخانه و زیر گوشی خواهرم،حقیقتا که خدا به همه ما رحم کرد. نگارنده این پست نیز، همان شب از ترس عقرب، به منزل مادربزرگ جان...
حضور نور در تاریکی مطلق
-
تاریخ: 1396/7/5 ساعت: 3:19
دریای لطف بودی و من مانده باسراب! دل آنگهت شناخت که آب از سرم گذشت... «هوشنگ ابتهاج»
به مبارکی و شادی :)
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 0:26
یه خواستگار داشتم از همه نظر به هم میومدیم و از همه جهت هم، از نظر من عالی بود. یک سال منتظر موندن که من جواب مثبت بدم هم خودشون چندین بار قدم جلو گذاشتن، هم چندین بار واسطه فرستادن.ولی جواب من نه بود. امشب متوجه شدم نامزد کرده. خیلی خوشحالم براش اما نمی تونم انکار کنم که یه خرده رفتم توخودم. اما اص...
فقط همین
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 0:26
ای کاش می تونستم برای چند ساعت تمام ذهن و افکارم رو از تو مغزم دربیارم و بذارمشون یه گوشه. فقط برای چند ساعت راحت بشم هم از دست خودم و هم از دست این فکرهای تموم نشدنی. امشب متوجه شدم شخصی پشت سر من حرفی زده که اصلا توقع شنیدن همچین حرفی اون هم از زبون چنین شخصی نداشتم اصلا. له ام.داغون. آخه چرا باید...
بسه دیگه
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 0:26
انگار یه چیزی داره روی قلبم سنگینی می کنه نفسم بند اومده دارم آتیش می گیرم... قلبم داره آتیش می گیره. حالم اصلا خوب نیست. همیشه خدا، تو بدترین شرایط هم بغض و گریه خودم رو قورت میدم. حالم بده. دلم می خواد گریه کنم ولی به خودم اجازه گریه کردن نمی دم. انگار آدمی که با خودش لج داره،شدم. داغونم. هیچ کلمه...
وقلبی که تیر می کشد....
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 0:26
یه احوالاتی رو دارم تجربه می کنم که هیچ وقت تجربه اش نکرده بودم. نمی دونم اسمش رو چی بذارم. نمیدونم باهاش چیکار کنم. فقط کاش تموم می شد. کاش این فکر و احساس و احوالم تمام می شد. چقدر این احوالاتم برام غریب و ناآشناست.
اندر حکایات یادگیری رانندگی توسط بنده
-
تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 15:06
من کلا راهنما زدن رو یه خط در میون یادم میره. روز دوم آموزش رانندگیم،مربیم خطاب به من: من دیگه می خوام این راهنما رو در بیارم بندازم دور اصلا راهنما برای تو یه چیز اضافیه. روز سوم: یه راننده خیلی آروم حرکت می کرد،ازش سبقت گرفتم اونم سریع اومد گاز داد و از من سبقت گرفت. مربیم: بیا ،اینم به آقاییش بر ...
در حمایت از مردان!
-
تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 15:06
بیشتر از شش سال می شه که دارم به طور مداوم از تاکسی استفاده می کنم، حتی یک بار هم تاکسی دربست نگرفتم، و در این شش سال و اندی یک بار هم اتفاق نیفتاده که توی تاکسیتوسط مردی معذب بشم«حتی یک بار». تا به حال ندیدم مردی به خاطر خانم بودنم بهم توهین کنه یا منو دست کم بگیره. کسی تا به حال بهم شماره نداده، ا...
پیرو پست قبل!
-
تاریخ: 1396/6/16 ساعت: 17:12
دل آدمــے بــزرگـتر از ایـن زنـدگـیـسـت...و ایـن، راز تـنـهـایے اوست «عین صاد»~~*~~*~~*~~*این جا من از خود می نویسم...اگر حرف هایم گاهی تلخ می شود به خاطر شرایط تلخی است که در آن قرار دارم، اگر اوقاتتان تلخ می شود، هم عذر خواهی میکنم و هم در خواست میکنم نخوانید.
بنشین لحظه ای رو در روی من
-
تاریخ: 1396/6/15 ساعت: 4:36
دل آدمــے بــزرگـتر از ایـن زنـدگـیـسـت...و ایـن، راز تـنـهـایے اوست «عین صاد»~~*~~*~~*~~*این جا من از خود می نویسم...اگر حرف هایم گاهی تلخ می شود به خاطر شرایط تلخی است که در آن قرار دارم، اگر اوقاتتان تلخ می شود، هم عذر خواهی میکنم و هم در خواست میکنم نخوانید.
از کودکی به بزرگسالی
-
تاریخ: 1396/6/15 ساعت: 4:36
دل آدمــے بــزرگـتر از ایـن زنـدگـیـسـت...و ایـن، راز تـنـهـایے اوست «عین صاد»~~*~~*~~*~~*این جا من از خود می نویسم...اگر حرف هایم گاهی تلخ می شود به خاطر شرایط تلخی است که در آن قرار دارم، اگر اوقاتتان تلخ می شود، هم عذر خواهی میکنم و هم در خواست میکنم نخوانید.
و باز هم ذهن چیز عجیبیه!
-
تاریخ: 1396/6/15 ساعت: 4:36
دل آدمــے بــزرگـتر از ایـن زنـدگـیـسـت...و ایـن، راز تـنـهـایے اوست «عین صاد»~~*~~*~~*~~*این جا من از خود می نویسم...اگر حرف هایم گاهی تلخ می شود به خاطر شرایط تلخی است که در آن قرار دارم، اگر اوقاتتان تلخ می شود، هم عذر خواهی میکنم و هم در خواست میکنم نخوانید.
گمشده
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 16:48
دلم لک زده برای یک گم شدن درست و حسابی. گم بشوم، ترس وجودم را بگیرد، گریه کنم، نا امید بشوم و بعد صدای آشنای کسی از دورها به گوشم برسد. کسی که صدایم کند: « کجایی؟ » صدا در کوچهها بپیچد و بپیچد. و من جان تازهای بگیرم و به دنبال صدا بروم. « کجایی ؟ » دنبال کسی که راه را بلد است و دلش به حال این همه گم...
احترام گزینشی!
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 16:48
از احترام گذاشتن های گزینشی بیزارم. از آدم هایی که برای احترام گذاشتن به دیگران، انسان ها را گزینش می کنند، بیزارم. چه می توان گفت به آدم هایی که ملاکشان برای احترام به دیگران،قدرت و موقعیت اقتصادی و ظاهر است؟با این یکی حال میکند، پس به او احترام میگذارد،با آن یکی حال نمی کند، بدون دلیل از او خوشش ن...
هشتمین
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 16:48
دل آدمــے بــزرگـتر از ایـن زنـدگـیـسـت...و ایـن، راز تـنـهـایے اوست«عین صاد»~~*~~*~~*~~*این جا من از خود می نویسم...اگر حرف هایم گاهی تلخ می شودبه خاطر شرایط تلخی است که در آن قرار دارم،اگر اوقاتتان تلخ می شود، هم عذر خواهی میکنم و هم در خواست میکنم نخوانید.
چنین گفت یوزف کا بزرگوار
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 16:48
البته خالی شدن زندگی از رویا، وصف بزرگسالی نیست، وصف روزگار بیمار و بیمارکننده ی ماست. در این روزگار، چنان مصرف زده شده ایم -حتا ماها که خود منتقد مصرف گرایی هستیم- که برای ملال ذاتی عمر انسان، هیچ وقعی قایل نیستیم. فکر میکنیم رویا و آرزو آن است که هیچ ملال و رنج و شکستی نداشته باشی و همه چیز دلپذیر...
پرتوقع ها
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 16:48
دل آدمــے بــزرگـتر از ایـن زنـدگـیـسـت...و ایـن، راز تـنـهـایے اوست«عین صاد»~~*~~*~~*~~*این جا من از خود می نویسم...اگر حرف هایم گاهی تلخ می شودبه خاطر شرایط تلخی است که در آن قرار دارم،اگر اوقاتتان تلخ می شود، هم عذر خواهی میکنم و هم در خواست میکنم نخوانید.
شناسنامه من یک دروغ تکراریست،هنوز تا متولد شدن مجالم هست
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 16:48
دل آدمــے بــزرگـتر از ایـن زنـدگـیـسـت...و ایـن، راز تـنـهـایے اوست«عین صاد»~~*~~*~~*~~*این جا من از خود می نویسم...اگر حرف هایم گاهی تلخ می شودبه خاطر شرایط تلخی است که در آن قرار دارم،اگر اوقاتتان تلخ می شود، هم عذر خواهی میکنم و هم در خواست میکنم نخوانید.
همه چی دون شم مثلا !!!
-
تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 18:07
ای کاش می شد هر کتاب و منبعی که مربوط به روانشناسی، فلسفه،جامعه شناسی،دین و ادبیات هست رو یه جا بــبــلعم...کاش می شد. دلم می خواد به همشون اشراف کامل داشته باشم، ولی نمی شه که...وقت نمیشه. یعنی می شه؟؟!! چرا نشه؟؟!! مگه من چیم از بقیه دانشمندا و متفکران کم تره:))
هزاران عذرخواهی به خودم بدهکارم!
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 22:11
دل آدمــے بــزرگـتر از ایـن زنـدگـیـسـت...و ایـن، راز تـنـهـایے اوست«عین صاد»~~*~~*~~*~~*این جا من از خود می نویسم...اگر حرف هایم گاهی تلخ می شودبه خاطر شرایط تلخی است که در آن قرار دارم،اگر اوقاتتان تلخ می شود، هم عذر خواهی میکنم و هم در خواست میکنم نخوانید.